جهاننامهجهان، دورانها، مواد، فرهنگها و پیامدها.
01آستانه
جهانی اصیل از جهاننامه، روایت، هنر و موسیقی که پیرامون سیارهای زیر هفده خورشید بنا شده است.
02 جهانی از آنِ خود
Axtlan به واقعیتی با تاریخ ویژهٔ خود تعلق دارد. مردمان، چشماندازها و گونههای زندگیاش نسخههای آینده یا دوردستِ ما نیستند؛ از مادهای دیگر، زیر آسمانهایی دیگر و در زمانی پدید آمدهاند که تنها به خودشان تعلق دارد.
با این همه، این داستان به اینجا میرسد و ما آن را از همینجا ادراک میکنیم. پس با واژهها، سنجهها و مقایسههای آشنا به آن نزدیک میشویم: تقریبهایی انسانی برای واقعیتی که ماده، زندگی و انرژیاش تاریخ طبیعی کاملاً ویژهٔ خود را دارند.
جهاننامهجهان، دورانها، مواد، فرهنگها و پیامدها.
هنرشخصیتها، معماری، خودروها، اشیا و مکانها.
موسیقیموسیقیهایی که دری دیگر به سیاره میگشایند.
روایتداستانهایی که از میان زندگیها، نواحی، درگیریها و دورانها میگذرند.
سامانههاآسمان، ماده، قلمرو و فرهنگ بر یکدیگر اثر میگذارند.
03 رصدخانه
هفده مسیر، فشار، نور و زمان را پیرامون یک مرکز پخش میکنند. هر شیب آسمان را تغییر میدهد و Axtlan همزمان گلوارهٔ بستهٔ خود را میپیماید.
یک چرخش سیاره، طلوع و غروبی منظم به همراه نمیآورد. نور از چند جهت میرسد و ممکن است پیش از پایان سفر ماهیتش تغییر کند.
درخشش فاصله را محو میکند. گرگومیش افق را تخت میسازد. غروب مسیرهای آشنا را به رنگ تردید درمیآورد. شب واقعی تنها زمانی میرسد که سایهای ژرف باقی بماند.
فشار خورشیدی در نمکزارهای طنینانداز، تیغههای ابسیدین، دشتهای سیلابی، منافذ سوزان و بیابانهایی پدیدار میشود که قطبنماها در آن آرامش خود را از دست میدهند.
در اقیانوسهای ژرف، گرما، کانیها، فشار و آشفتگی مغناطیسی، بسیار پایینتر از سطح دگرگونشونده به زیستبومها خوراک میرسانند.
تکوین آن را به آیین بدل میکند؛ سیروکو آن را با ابزار میخواند؛ موشهای صحرایی آن را به روال تبدیل میکنند. برای هر مسافر، ممکن است مرز میان مسیری امن و تصمیمی مرگبار باشد.
عصر IV روزهای خورشیدی ۷۸٬۷۷۱ تا ۱۰۵٬۰۲۶ را دربر میگیرد. جبههها تغییر میکنند، یقینهای کهن سست میشوند و هر فرهنگ باید از دل تاریخ خود پاسخ دهد.
03.2اطلس خورشیدی
هر خورشید امضا، مقیاس مداری و شیوهای متمایز برای اعمال فشار بر Axtlan دارد. رنگهای نقشه این امضاها را از هم جدا میکنند؛ نوارهای نادیدنی همانگونه که هستند نامیده میشوند.
نمایش چرخه
مدارهای نزدیک و سریع: آسمان دیدنی و فشار کوتاهمدت محیط را دگرگون میکنند.
غول سرخ تابشی · فرابنفش شدید
کارکرد سرچشمهٔ سیلاب تابشی
مگنتار فوقپرانرژی
کارکرد سنگبنای توفانهای مغناطیسی
غول آبی تابشی · فرابنفش شدید
کارکرد نیزهٔ بیشتابی
دوتایی (WR + WD) پرانرژی
کارکرد برش بادهای جفتشده
آهنگ آن پسزمینهای میسازد که بسیاری از فرهنگها سرانجام با وضعیت عادی اشتباه میگیرند.
تپاختر پرانرژی
کارکرد فانوس تپهای آهنگین
کوتولهٔ قهوهای فروسرخ · میدان ژرف
کارکرد ذخیرهگاه گرمایی میدان ژرف
ستارهٔ ولف–رایه تابشی · فرابنفش شدید
کارکرد پیشران باد ستارهای
ستارهٔ متغیر تابشی · فرابنفش شدید
کارکرد تنظیمگر چرخهٔ ناپایدار
کوتولهٔ سفید تابشی · فرابنفش شدید
کارکرد چراغ هستهٔ بازمانده
کوتولهٔ سیاه (نظری) فروسرخ · میدان ژرف
کارکرد نشانگر اخگر خاموش
فراابرغول تابشی · فرابنفش شدید
کارکرد لنگر درخشندگی فاجعهبار
حرکتهای آهسته، حافظهٔ اقلیمی، فشار میدان ژرف و همگراییهای کمرخداد بر جای میگذارند.
ستارهٔ تی ثوری فروسرخ · میدان ژرف
کارکرد خیزش برافزایشی جوان
ستارهٔ سرگردان فروسرخ · میدان ژرف
کارکرد شکارچی سرگردان پسزمینه
بقایای ابرنواختر فوقپرانرژی
کارکرد حافظهٔ پوستهٔ ضربهای
پژواک اختروش پرانرژی
کارکرد بازتاب چاه دوردست
ستارهٔ نوترونی پرانرژی
کارکرد جهش فشردهٔ گرانشی
مگنتار نامتعارف / دورگه پرانرژی
کارکرد توفان دورگه / خورشید ثبتگر
مقیاسکمیتها با واحدهای آشنا بیان میشوند تا تفاوت آشکار شود. طبیعت Axtlan همچنان بهطور کامل به جهان خود تعلق دارد.
04 جهان زنده
شرایط یکسان فرهنگ یکسان نمیسازند. تکوین تثبیت میکند، سیروکو حرکت را میخواند و موشهای صحرایی ویرانی را به جریان بدل میکند.
وزن، هندسه، ثبت و نظم آیینی. دژهایش زمین را اشغال نمیکنند؛ میکوشند آن را منضبط کنند.
مسیر، هوا، زاویه و رسیدن. زنده میماند چون میپذیرد هیچ خط ساحلی ثابت نمیماند.
رویه، بازیابی و مقیاس. سامانههایی را که معنایشان را از دست دادهاند به زیرساختی بدل میکند که هنوز کار و پردازش میکند.
04.2 کِرِک
کِرِک از پاسخ زمین به ترکیب خورشیدها، محیط، نگهداشت مغناطیسی، بستر و چرخه آغاز میشود. برخی رگهها مادی میمانند. برخی دیگر ریشه میدوانند، غلافی برمیآورند و تاجی میگشایند که در آن پیامد به شیمی بدل میشود.
مادهای که میتواند بار ذخیره کند، سخت شود، پالایش کند، ببرد یا مادههای دیگر را دگرگون سازد.
شکوفه میتواند ریشه بدواند و ساختاری زنده برآورد که به پیرامونش پاسخ میدهد.
تاج بالغ، شیمیای تولید میکند که میتواند بر بدن، حافظه و ادراک اثر بگذارد.
پزشکی، ماده، کار، آیین، وابستگی، مرز و جنگ: هیچکس در برابر میدانهایش بیتغییر نمیماند.
کِرِک غبارآلود · قلب جعبهای · تاج گچی
کِرِک سیاه روغنی · سنگ لغزنده · قیر شب
کِرِک آبی · سنگ فروزان · خوشهٔ شب
کِرِک سبز · سنگ زنده · تاج مرداب
کِرِک سرخ · تیغهٔ گرما · تاج پلهای
کِرِک چندرنگ · شیشهٔ نواری · تاج سراب
کِرِک توفان دفتر · تاج بایگانی · ثبت سیاه
کِرِک گرهٔ گرانشی · تاج قفل · شیشهٔ وزنی
کِرِک پژواک موج انفجار · شکست شاهد · تاج زخم
05 ساختن AXTLAN
تصویر، موسیقی و روایت، مقیاسهای گوناگون یک جهان را میگشایند.
06 آفریننده
“Axtlan هرگز فقط یک صحنه نبود؛ معماریِ عاطفی بود.”
Axtlan مدتها پیش از آنکه نامی داشته باشد در پسِ ذهنم مانده بود. از تصویرها، فضاها، سامانهها و پرسشهایی دربارهٔ زیبایی ویران، فشار، بقا، تناقض و آن کرامت غریبی شکل گرفت که پس از زیادهستانیِ زندگی باقی میماند.
هم به سرشت و هم به حرفه، توسعهدهندهام. سامانهها، ساختن، بازسازی و فهمیدنِ اینکه چیزها چگونه از کار میافتند و از تکههایشان چه میتوان ساخت مرا جذب میکند.
نمیخواستم جهانی بسازم که فقط عمیق به نظر برسد. جایی میخواستم که محیط، فرهنگ، فناوری، موسیقی و هر داستان بر یکدیگر اثر بگذارند، بیآنکه صدای خود را از دست بدهند.
ساختار پیش از توضیح آمد. Axtlan باید پیش از آنکه بتواند چون یک جهان سخن بگوید، همچون یک جهان کار میکرد.
06.2 چرا وجود دارد
Axtlan بهصورت محصولی یا فضایی جداافتاده آغاز نشد. تصویرها، صداها و پرسشها روی هم انباشته شدند تا جایی که مکانی از آنِ خود طلب کردند.
ویرانههای مسکونی، نور خصمانه، نهادهایی که پس از ازدستدادنِ هدفشان هنوز کار میکنند، و کرامت غریبی که در دل آسیب باقی میماند. تکهها یکدیگر را شناختند.
سختی، آیین، شوخطبعی، زیبایی یا زندگی روزمره را پاک نمیکند. Axtlan مهم است زیرا حتی وقتی هیچ تضمینی نیست، چیزی هنوز میتواند معنا داشته باشد.
مسیرها جای یقین را میگیرند و سازگاری به فرهنگ بدل میشود. موضوع یک لحظهٔ فروپاشی نیست، بلکه چیزی است که یک جمعیت میآموزد نسلبهنسل با خود حمل کند.
یک تصویر داستانی میطلبید؛ داستان موسیقی میخواست؛ هر پاسخ جای دیگری را میگشود. Axtlan باید پیش از آنکه بهعنوان یک اثر ارائه شود، همچون یک جهان یکپارچه میماند.
“این جهان دربارهٔ پایان نیست؛ دربارهٔ همهٔ چیزهایی است که پس از آن ادامه مییابند.” — Xixicor / Axtlan
طرحهای خودروها، جناحها و فضاها از هندسهٔ کاری به صحنههای زیسته گذر میکنند. این توالی بخشی از بایگانی دیداری را میگشاید: نه فهرستی از نقشهها، بلکه ردِ اینکه یک ایده چگونه در Axtlan کارکرد، مقیاس و فضا پیدا میکند.
موسیقیها راهی دیگر به جناحها، نواحی، جنگها و حافظهاند.
07 مسیرهای باز
هنر، موسیقی، انتشارات، توسعه و مجموعهها راههای گوناگونی به Axtlan میگشایند.
هنر دیجیتال، مجموعهها و چاپهای مرتبط با Axtlan.
↗ مسیر تحریریهBLOG.AXTLAN.MXخبرها و نوشتههای رسمی، زمانی که این کانال فعال باشد.
↗ هنرARTSTATIONآثار منتشرشده و تاریخ بصریِ تأییدشدهٔ آنها.
↗ موسیقی و ویدئوYOUTUBEموسیقیها و ویدئوهای عمومی این جهان.
↗ سکوهاDISTROKIDدسترسی به پروفایلهای عمومی موسیقی Xixicor.
↗ استودیوOLMTEKA STUDIOOlmteka Studio با تجربه، دانش فنی و منابع خود از توسعهٔ Axtlan و پروژههای مرتبط پشتیبانی میکند.
↗خرید اثر، خواندن نوشتهها و مراجعه به اطلاعات سازمانی، مسیرهایی جداگانهاند.
فروشگاه رسمی، آثار هنری دیجیتالِ قابلدانلود و مجموعههایی را که پیرامون Axtlan، تکوین، سیروکو و موشهای صحرایی سامان یافتهاند گرد میآورد. Olmteka S.A.S. de C.V. فروشگاه و پشتیبانی آن را اداره میکند.
ورود به فروشگاه ↗مسیر تحریریهٔ رسمی Axtlan در حال آمادهسازی است. صفحهٔ عمومی آن اکنون خبر از راهاندازی آینده میدهد؛ پس از انتشار کانال، بهروزرسانیها در همانجا خواهند آمد.
دیدن وبلاگ ↗هنر، موسیقی، توسعه، جامعه، استودیو، شرکت و تماس در یک نقشه گرد آمدهاند.
جهانی اصیل در گونهٔ علمیتخیلی برای مخاطب بزرگسال که از راه جهاننامه، روایت، هنر و موسیقی بیان میشود.
Axtlan کیهانشناسی و تاریخ طبیعی مستقل خود را دارد. واحدهای آشنا تنها کمک میکنند بزرگی مقیاسهایش را دریابیم.
خانوادهای از مواد و شکوفههای زنده که شکل، کاربرد و اثرشان به محیط و خورشیدهایی بستگی دارد که آنها را تغذیه میکنند.
فروشگاه رسمی هنر دیجیتال و مجموعهها را گرد میآورد؛ ArtStation چاپها و بایگانی بصری منتشرشده را نگه میدارد.